ایلیای کنجکاو من...

پسر خوشکلم، عاشق این هستی که بری زیر میز تلوزیون، از اونجائی که پشت میز تلوزیونمون کلی سیم تلنبار شده و منم که اصلا حسش نیست جمعش کنم، توجه شما رو شدیدا جلب میکنه و تا ازت غافل شم میبینم داری میری اون سمت، حالا خدا بخواد واسه عید یه سر و سامونی بهشون میدم![]()
اینجا داری به من نگاه میکنی ببینی توجهم بهت هست یا نه، منم خودم و زدم به اون راه که حواسم بهت نیست![]()

..................................................................................................................
اینجا من صدات کردم، ایلیاااااااااااااااااااااااااااااااااااا! شمام یه لبخند ژوکوند تحویلم دادی و سرعتت و زیاد کردی![]()

......................................................................................................................
و بالاخره به جسم مورد نظرت رسیدی ![]()

![]()


ایلیای کنجکاو من...
